|
 |
Saturday, September 04, 2010
|
 |
 |
 |
|
|
برنامه ها
|
آشیانه ها / خانه های امن
آشیانه های سمر در سال 2002 میلادی ایجاد شد ، نخست آشیانه سمرجاغوری که دارای دو تعمیر جداگانه برای پسران و دختران است و در مرکز ولسوالی جاغوری موقعیت دارد و بدنبال آن آشیانه سمر بامیان که در مرکز ولایت بامیان ایجاد شده است. مجموعا در این آشیانه ها 122 کودک بی سرپرست نگهداری می شوند. این کودکان داستانهای جالبی دارند و هرکدام از آنها نشانه مسلم و یارگار زنده جنگ ، نابسامانی و دردهای عمیقی است که مردم افغانستان تحملش کرده اند.
یکی ازکودکان این آشیانه ها اصلا پدر و مادرش معلوم نیست ، سه کودک دیگر از جمله کودکانی هستند که طالبان پدر و مادرشان را در پیش چشم شان ذبح کرده اند و کودک دیگر که در بدل دو بوجی آرد و دوقوطی روغن بفروش رفته بود.
این کودکان تا هفت سالگی در کودکستان آشیانه نگهداری می شوند و بعد از هفت سالگی شامل مکتب می شوند. مادرانی که برای نگهداری از این کودکان در آشیانه به سر می برند نیز، 12تن از خانم های بیوه و بی سرپرست اند که از این طریق در واقع به نحوی صاحب کار ودرآمد نیز شده اند.
برنامه ونیت شهدا ارگنایزیشن این است که کودکان شامل آشیانه ها باید تا پایان تحصیل شان در دانشگاها همچنان تحت قیمومیت شهدا باقب بمانند و روزی که بتوانند اسناد فراغت از دانشگاه شان را بدست آروند می توانند مستقل از شهدا ارگنایزیشن در زندگی خود تصمیم بگیرند.
|
تمویل کننده گان سال 2007 آشیانه ها و خانه های امن
| شمـاره
| اسم پـروژه
| سکتـور
| تمــویل کننده
| مــوقعــیت
|
| 1 |
آشیانه سمر در ولایت بامیان |
آشیانه / خانه امن |
HCS |
بامیــان |
| 2 |
آشیانه ذکور در جاغوری |
آشیانه / خانه امن |
Sister |
جــاغوری |
| 3 |
آشیانه اناث در جاغوری |
آشیانه |
Omid |
جــاغوری |
|
در آشیانه های جاغوری به تعداد 59 طفل و در آشیانه سمر بامیان در حدود 50 طفل زندگی می کنند. برای این اطفال تمام سهولت ها مانند ، اسباب بازی ، ورزش ، کودکستان و غیر در آشیانه ها فراهم می گردد.
بنأ شهدا ارگنایزیشن جهت نگهداری و مواظبت اطفال مادران را استخدام نمودند که هر مادر متوجه 4-7 طفل می باشند ، برعلاوه فراهم نمودن مکتب در مکاتب شهدا ارگنایزیشن.
شهدا ارگنایزیشن هم چنان یک معلم را برای درس دادن به اطفال خرد استخدام نموده است وضمنأ برای بزرگان کورس انلگیسی و کامپیوتر را هم چنان تنظیم نموده است. بنا آنها می توانند از که از طریق این برنامه ها با خبر از اطلاعات و ارتباطات مدرن شوند. تمام این اطفال برای آینده شان خیلی مشتاق و خوش بین هستند که بعضی شان میل دارند که انجینر ، داکتر و دانشمند شوند.
|
شهدا ارگنایزیشن در آشیانه ها یک سرپرست برای تنظیم مدیریت و بخش های اداری دارد. و سر پرست ، مسئول تمام فعالیت های آشیانه می باشد. تمام فعالیت های 24 ساعته اطفال طبق تقسیم اوقات تنظیم شده ، می باشد. تقسیم اوقات شامل ، مینوی غذای ، مکتب ، بازی ، تدریس و غیره می باشد. و سرپرست مسئول است که از تمام فعالیت های آشیانه گزارش ارائه کند.
مانند آشیانه ها ، شهدا ارگنایزیشن پناهگاه زنان در کابل دارد. تمام فعالیت های پناهگاه زنان طبق تقسیم اوقات آشیانه پیش برده می شود.
علاوه براین ، آموزش صنایع دستی را برای این زنان تدارک دیده ، بنابراین که آنها از طریق این برنامه بتوانند چیزی برای خودشان بدست بیاورند.
|
خانه های امن شهدا ارگنایزیشن:
افزون بر کودکان ، شماری از زنان نیز در افغانستان نیازمند حمایت و سرپرستی بودند، این زنان یا قربانیان جنگ و نابسامانی های ناشی از آن بودند و با هم قربانی فرهنگ و سنت مرد سالارانه افغانی.
اگر با تأمل بنگریم در مناطق روستایی افغانستان بخصوص مناطق مرکزی و هزاره جات ، سهم زنان در کار و درآمد خانواده بسیار بیشتر از مردان است. زیرا زنان در این مناطق در کارهای بیرونی 50 درصد سهم دارند اما کارهای خانه را که برخی از آنها مانند تنور کردن و نان پختن خیلی سنگین و دشوار نیز هست ، به تنهایی انجام می دهند. از نظردرآمد نیز وضعیت همین گونه است . زنان در تمامی درآمدی که یک خانواده از راه کشت و کار در مزارع به دست می آورند 50 درصد سهم دارند، چون تمامی بهار و تابستان را در مزارع کار می کنند،خیشاوه می کنند، درو می کنند و در بعضی مناطق حجم های کلانی از علف و هیزم را حمل می کنند اما بخش دیگری از درآمد خانواده مانند، تربیت دام ( گاو و گوسفند) تولید پشم ، شال ، کشته و خسته ( هسته زرد آلو و بادام) همه و همه حاصل کار زنان است و مردان در آن سهمی ندارند. ولی وقتی این تولیدات به فروش می رسد و تبدیل به پول نقد یا سرمایه خانواده می شود بسیاری از زنان حق ندارند بدون اجازه مرد خانواده یک افغانی ازدرآمد خالص شان را استفاده کنند.
اگر کار میان زن ومرد را از نظر زمانی تقسیم کنیم نیزچنین است ، مردان در هزاره جات شش با نهایتأ هفت ماه کار می کنند و با جمع آوری حاصلات زراعتی کارشان پایان می یابد اما کار زنان چنین سهمی نیز در اقتصاد خانواده و در نهایت چرخش زندگی در جامعه دارند اما تا هنوز علی الرغم تغییراتی که در رفتارهای اجتماعی رونما شده است ، زنان هنوز هم دچار تبعیض اند و هنوز از نا برابری های اجتماعی رنج می برند.
این نوع نگاه به زن در افغانستان ، سبب شده است که زنان بیشتر قربانی شوند. در مواردی حتی شدید ترین فشارهای روحی و جسمی را تحمل کنند و لی صدایی از آنها شنیده نشود. اما آگاهی فشارها به اندازه ای شدید بوده است که زنان افغان را با این همه تحمل و شکیبایی به فغان آورده است و آنها مجبور شده اند خود را آتش بزنند، به دار آویزند و یا هم فرار کنند.
نهاد های فعال در زمینه حمایت قانونی و حقوقی از این قشر آسیب دیده هنوز نتوانسته اند اعتماد زنان را جلب کنند. بسیار اتفاق افتاده است که زنی بیوه ای به دلیل اینکه حاضر نشده است بار دیگر با برادر شوهرش ازدواج کند، به شدت شکنجه شده است. پیش از آنکه به سن بلوغ برسد به شوهر داده شده است و هزاران مورد دیگر. گاهی شدت رنج و شکنجه باعث می شود که کاسه صبر شکیباترین و صبورترین زنان نیز به سر آید و آنها دست به فرار بزنند. حتی با وجود آنکه می دانند راهی وجود ندارد و پناهگاهی نیست.
این خانم ها کجا می شوند؟ به کی یا چه کسانی روی می آورند؟ آیا اینها به سادگی شکار باندهای جنایت کار قاچاق و دیگر باندهای تبهکار نمی شوند؟ آیا آنها در نهایت مجبور نمی شوند دست به تن فروشی و فحشا بزنند؟
به همین دلیل بود که در سالهای اخیر شهدا ارگنایزیشن در صدد آن شد تا از چنین خانم ها و دخترانی حمایت کند. به این معنا که تا روشن شدن مساله و حل مشکل ، آنها را در محل امن وخاصی نگهداری کند. از این رو در سال 2003 میلادی به ایجاد خانه های امن در کابل اقدام کرد. در این خانه زنان بیوه وبی سرپرست، نگهداری می شدند.
در سال2004 میلادی مشخص شد که 40 زن و دختر بی سرپرست و بی سرنوشت که از ایران بصورت اجباری اخراج شده بودند، در زندان ولایت هرات به سر می بردند. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در توافق با دولت جمهوری اسلامی افغانستان تصمیم گرفت که این زنان و دختران باید از زندان ولایت هرات بیرون شده و در خانه امن شهدا ارگنایزیشن در کابل نگهداری شوند. براساس این تصمیم بود که با همکاری کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان UNCHR) ( این زنان و دختران از زندان هرات بیرون کشیده شده و به خانه امن شهدا ارگنایزیشن در کابل منتقل شدند.
شهدا ارگنایزیشن در شش ماه اول برای این دختران کورس های سواد آموزی ، کامپیوتر و زبان انگلیسی را برگزار کرد. برخی از آنها نمی توانستند بخوانند و بنویسند ولی شماری دیگر تحصیلات متوسط داشتند.
بعد از مدتی شماری از آنها توانستند خانواده هایشان را یافته و دوباره به آغوش خانواده باز گردند و پنج تن از آنها با سپری کردن کورس پرستاری به عنوان اعضای فعال اجتماع دوباره به فعالیت آغز کردند. شماری دیگر هم ازدواج کردند وزندگی تازه ای را از سرگرفتند.
|
شرایط جلب و جذب اطفال در آشیانه های شهدا :
• طفل یتیم باشد( پدر ومادر ویا تنها پدرخویش
را از دست داده باشد).
• طفل مادرش فوت کرده باشد وپدرش به دلیل
بیماری ازعهده پرورش ونگهداری آن برنیائید.
• طفل واجدشرایط دربین سنین 5- الی 12 سال باشد.
• برادربزرگتر ازسن 18 ساله نداشته باشد.
• هیچ یک از اقارب نزدیک طفل علاقمند به نگهداری آن نباشد.
• طفل سالم وقابل تعلیم وتربیه باشد.
• توسط یکی از اقارب نزدیک طفل به آشیانه
معرفی گردد.
• مادر اطفال که شامل آشیانه شده و علاقمندی شمولیت را در آشیانه داشته باشد.
• ریس شورای محل، ملاامام مسجد و حکومت محلی ازبی سرپرستی طفل تصدیق وتائید نمائید.
|
اداره و تشکیلات آشیانه ها :
هر آشیانه دارای تشکیلات اداری، تعلیمی و خدماتی بوده و مستقیما" با دفترمرکزی ارتباط دارد،و وظایف آتی را انجام میدهد:
-
سوپروایزر
سوپروایزر که منحیث مسول اداری آشیانه بوده درموارد برنامه ریزی های اداری، تعلیمی، تهیه وتدارک ضرورت های شاملین آشیانه، نظارت برفعالیت های کارمندان واعمال اطفال ومادران، پاسخگو و جوابدهی و حساب دهی شفاف به دفترمرکزی، فراهم آوری سهولت های تعلیمی، تربیتی، تفریحی و صحی، تامین مصونیت های محیطی و امنیتی و ثبت و راجسترنمودن سوانح اطفال مسولیت دارد.
-
معلم
کمک نمودن به مشکات های درسی مکتب، نظارت به وظایف خانگی داده شده شاگردان ازطرف مکتب، آموزش ترانه،سرود، رسامی،طنز گویئ، دکلمه خوانی، شعرخوانی، دایرنمودن کورس انگلیسی، کامپیوتر، دایرنمودن پروگرام های آموزشی برای اطفال سن کودکستان و تدویرکورس سواد آموزی برای اطفال بزرگ سال بازمانده از مکتب و مادران که سواد ندارد.
-
مادر
مادر شامل زنان هستند که مادر یک ویا چند طفل میباشد که شامل آشیانه بوده وبرضایت خویش نزد اطفال خویش رسما" شامل گردیده و مسولیت مراقبت هفت طفل را دریک اتاق بعهده داشته و درپاکی وصفائی اتاق، بدن اطفال خورد سال، شستن لباس و ظروف مسولیت داشته و در مورد خوب تربیه شده اطفال همکار نزدیک معلم و اداره میباشد.
-
آشپز
در اخذ مواد خام غذائی از تحویلخانه مطابق به تقسیم اوقات و حواله اداره ، پختن غذا بوقت وزمان مناسب، سرویس آن در سالن غذا خوری وستن ظروف مسولیت دارد.
-
تحویلدار
مناسب مواد غذائی درتحویلخانه، تهیه آن در مقابل برگ حواله اداره و همکاری های ضروری با اداره اشیانه.
-
محافظین
تامین امنیت، محافظت از دروازه وداخل وخارج ساختمان در شب و روز ، تحت نظرداشتن آمد ورفت شاملین آشیانه ، مراقبت از فضا سبز داخل اشیانه،
|
برنامه آموزش و پرورش در آشیانه های شهدا :
-
اطفال دارای شرایط سنی به مکاتب رسمی دولتی شامل میگردد.
-
یکنفرمعلم در تشکیل پرسونل آشیانه شامل بوده که مطابق به برنامه تعلیمی وآموزشی ترتیب شده اداره آشیانه ذیلا" عمل مینمائید.
-
به درس های مکتب شاگردان شامل مکتب کمک میکند.
-
برنامه های آموزشی مانند: شعرخوانی، سرودخوانی، ساختن پارچه تمثیلی و بازی های که سبب رشد ذهنی وجرت اطفال میگردد به شاگردان آموزش میدهد.
-
کورس انگلیسی برای اطفال واجد شرایط به سویه های مختلف همه روزه در داخل آشیانه دایرمینمائید.
-
برای مادران کورس سواد آموزی مطابق به سویه شان دایرمیگردد.
-
کورس آموزش کامپیوتر برای اطفال واجد شرایط در داخل آشیانه مهیا گردیده استکودکستان مطابق به برنامه ازطرف معلم آشیانه فعال میباشد.
-
کودکستان مطابق به برنامه ترتیب شده ازطرف اداره آشیانه همه روزه برای اطفال خورد سال دایرمیگردد.
-
برای اطفال خورد سال که درسن کودکستان ویا پاینتر ازآن قرار دارد اتاق بازی درنظرگرفته شده است.
-
مادر که مسولیت مراقبت های اولیه هرهفت طفل را در یک اتاق بعهده دارد، وظایف تربیت ابتدائی ونظارت از مسائیل اخلاقی طفل را مطابق به هدایت های لازمه اداره آشیانه انجام میدهد.
-
اشتراک اطفال درمراسم و محافل عمومی بنمظور دربرنامه های انانسری، خواندن ترانه، شعرخوانی، دکلمه و اجرا درامه.
-
اشتراک اطفال در برنامه های رادیوهای محلی.
|
لحظه ی با حبیب
روزگار و زمان چون باد ميگذرد و امكان كار و فعاليت را بسان مرگ از انسان سلب مي كند. حقا كه پرواز پرنده اي كه بودنش خسي است در فضاي بيكران هستي و شدنش و جودي است تا معراج، در اين گذر برق آساي توفان حيات چه كوچك و بي مقدار است و چه مشكل. برداشتن گامي بنام تحول، انسان را در فراخناي هستي از درون ميزون ها به قله ی شامخ كواذرها و كوتوله ها مي كشاند و يا از فراز كوتوله و كواذر ها به درون ميزون ها كه بدون شك بايد قلب " بي نهايت " ها را شكافت و در ميان هر دو دست سایيد. چه زيباست اينگونه " شكافتن " و " سایيدن " و چه تلخ است " ماندن " بسان قطعه فلزي در حصار محكم مقناطيس هاي هم قوه. بگذاريد از ته دل فرياد زنم كه:
به من حیاد دوباره بخشیدند.
وقتی از حبیب پرسیده شد تا لحظه ی از خود بگوید و چگونه از اینجا سر برآورده است، با لحن رضایتمندانه و آرامی، چنین زبان به سخن گشود:
به نام خدا. اینجانب حبیب الله ولد محمد جمعه از روستای دهمرده، در یک فامیل فقیر و بی بضاعت به دنیا آمدم. فامیلم با وجود ناتوانی های اقتصادی مرا شامل مکتب نمود که در لیسه شهید غلام حسن دهمرده تحصیلات ابتدایی ام را تکمیل کردم که در آن وقت مکتب متذکره زیر پوشش موسسه محترم شهدا بود. در سال 1995 مطابق 1374 شمسی وقتی که مسولین شهدا واخصاً محترم عبدالروف «نوید » رییس آن موسسه جهت بررسی در مکتب دهمرده حضور به هم رسانید از شاگردان بازدید نموده و من بیشتر از دیگران برایشان جلب توجه نمودنم. آنها وضعیت زندگی ام را جویا شد. نسبت به من سخت دلچسپی پیدا کرد. تا زمان که آنجا بودم، او خود مرا کمک مالی می نمود تا بتوانم تحصیلاتم را ادامه دهم. ولی بعد از تسلط طالبان در منطقه مکتب را ترک گفته تا اینکه بعد از مدتی دوباره موسسه محترم شهدا به سراغم آمد و در لیسه سلطانی خودم را تبدیل نمودم. بقیه تحصیلاتم را در آنجا تا صنف دوازدهم تکمیل نمودم. در این مدت همه ی مصارف زنده گی به شمومل مصارف مکتبم، بدوش موسسه شهدا بود. موسسه شهدا مرا شامل آشیانه نمود. در کنار من تعداد 46 نفر فرزندان که پدران شان را در جریان جنگ از دست داده بودند، در آشیانه زندگی می کنند که همه ی مصارف آنها را موسسه محترم شهدا پرداخت می نمایند. من از موسسه شهدا راضی ام که برای بهتر زندگی نمودن من در آشیانه حتی برادرم رحمت الله را نیز همراه با من شامل آشیانه نموده تا خوب تر از من وارثی نماید.
قابل تذکر اینکه، آشیانه دخترانه و پسرانه که مشمولین آنرا زنان بی سرپرست و کودکان که پدران شان را از دست داده اند تشکیل می دهد و من در سال 1384 در آشیانه شامل شدم
طوری احساس نمودم که گویا در خانه اصلی ام در کنار خواهران و برادران خود زندگی می نمایم در آشیانه همه وسایل برای ما مهیا است. از قبیل وسایل ورزشی و غیره. من نسبت علاقه که در ورزش داشتم به کمک همین موسسه در رشته کانفوتوا شامل شدم و کار می کردم. همچنین کورس های ریاضی و انگلیسی را نیز از این طریق دنبال می کردم. از آنجای که موسسه شهدا در زندگی ام کمک زیاد و شایسته نموده است، از خداوند بزرگ برای شان موفقیت بیشتر آرزو می نمایم. با من تعهد سپرده که تا ختم تحصیلات عالی ام مصارفم را می پردازد.
آرزیم این است که در آینده شایل فاکولته حقوق شوم و تحصیلم را به پایه اکمال برسانم و از این طریق بتوانم مصدر خدمت به هموطنانم به خصوص معیوبین و معلولین جنگی شوم که آنها همه عضو بدن شان را برای دفاغ از انسانیت از دست داده اند.
تشکر
گویا پاسخ همه ی پرسش های خویش را یافته بودم. قلمم را سرپوش کردم و کتابچه ام را نیز بستم. با حبیب خدا حافظی کردم و با صمیمیت بسیار، از خداوند برایش موفقیت خواستم.
|
|
| |
برگشت بالا |
|
| کلیه حقوق معنوی و مادی این صفحه انترنتی محفوظ است - شهدأ ارگنایزیشن سال - ۱۳۸۷ © |